![]() |
![]() |
|
| tozihi nadram bayad babinin |
|
مداد رنگی ها مشغول بودند.....به جز مداد سفید هیچکس به او کار نمیداد همه میگفتند: تو به هیچ دردی نمیخوری......یک شب که مداد رنگی ها توی سیاهی کاغذ گم شده بودند مداد سفید تا صبح کار میکرد...ماه کشید....مهتاب کشید... انقدر ستاره کشید که کوچک و کوچکتر شد .....صبح توی جعبه ی مداد رنگی جای خالی او با هیچ رنگی پر نشد |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه یازدهم شهریور 1387ساعت 20:9 توسط ELNAZ |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
| نوشته های پیشین |
|
شهریور 1387 |
|
RSS
|