![]() |
![]() |
|
| tozihi nadram bayad babinin |
|
گنجشک به خدا گفت: لانه ی کوچکی داشتم ارامگاه خستگیم سرپناه بی کسیم طوفان تو ان را از من گرفت کجای دنیای تو رو گرفته بود؟! خدا گفت: ماری در راه لانه ات بود تو خواب بودی باد را گفتم لانه ات را واژگون کند انگاه تو از کمین مار پرگشودی چه بسیار بلاها که از به واسطه ی محبتم دور کردم و تو ندانسته به دوشمنییم برخاستی...
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه یازدهم شهریور 1387ساعت 19:49 توسط ELNAZ |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
| نوشته های پیشین |
|
شهریور 1387 |
|
RSS
|